سلام من (ابوذر منصوری) ، روزنامه نگاری را نزد اردشیر لارودی، پژمان راهبر ، حمید محمدی محمدی و چندین سردبیر و دبیر سرویس دوست داشتنی دیگر آموختم. مشکلات مردم ، موسیقی ، سینما ، ورزش ، اقتصاد ، مسکن و ... دغدغه های من برای تهیه گزارش و عکس است . دیدن برخی از نوشته های مطبوعاتی ام در سایت ها و وبلاگ ها مختلف باعث شد ، مطالبم را از هر جا در گوشه ای جمع کنم.«الفبا» قراره جایی برای این مطالب باشد. هر وقت به اين جا سري زديد لطفا همه تعارفات معمول را كنار بگذاريد و هر چه دل تنگتان خواست، بنویسید.
كارشان خريد و فروش كالابرگ ارزاق است و به آنها كوپنفروش ميگويند. كوپنفروشها از شغلي ارتزاق ميكنند كه سرمايهاش، يك مقواي ساده و بزرگ و نوشتن شماره كوپنهاي اعلامشده روي آن مقوا و نشان دادن به رهگذران است. البته اندكي هم بايد سر چهارراهها و ميدان های اصلي شهر، جدا از نشان دادن كاغذ ويترينيشان داد بزنند: «كوپن ميخريم.»
چاپ شده در همشهری محله۱۳- شماره ۱۳۶-۹آذر ۱۳۸۵ ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ابوذر منصوری در یکشنبه 30 تیر1387 و ساعت
|
قرار مصاحبه را توسط يكي از شاگردانش هماهنگ كردم. مكان مصاحبه هم جايي است كه هم محل كارش بود و هم محل سكونت خود وخانواده اش. در يك آپارتمان ساده در غربي ترين ميدان شهر و در نيم نگاه برج آزادي. ساعتي را با يكي از خوانندگان سنتي دهه ۴۰ و نوازنده و مدرس سازهاي تار و سه تار ۵ دهه اخير گذرانديم.اگر بخواهيم یک امر غير متعارف در زندگي سراسر كار وتلا ش استاد « جواد جواهري» برشماريم آن است كه شايد بتوان گفت او هنرش را فداي خانواده كرده است.بسيار ديده ايم و شنيده ايم هم در ايران و هم در كشورهاي ديگر كه هنرمندان در انتخاب بين هنر و خانواده به جانب هنر غلتيده و پريشاني هايي در اركان خانواده شان پديد آمده است.جواهري در آواز و موسيقي ايران دستي به تمام دارد و ۴۰ سال در اين وادي استخوان خرد كرده است. با اين وجود از راه موسيقي زندگي نكرده و براي گذران معاش خويش، ... .
چاپ شده در روزنامه همشهری ۲۷ فروردين ۱۳۸۴ -شماره ۳۶۷۴
بیش از نیم قرن است که ورزش باستانی و ورزش صبح گاهی با نام مرشدعباس شیرخدا در آمیخته شده است.هر جا صحبت از این ورزش است ؛ نام این ضرب نواز قدیمی شهر تهران به گوش می رسد. ساکن قدیمی منطقه ما با اینکه سالهاست منزل خود را به گوشه ای دیگر از شهر برده است اما هنوز کوچه و پس کوچه های خیابان طیب را به یاد دارد و پس از ۳دههکوچ آدرس دقیق خانه سابق خود خوب به یاد دارد و بیشتر از جوانان محله ، جویای احوال زورخانه های قدیمی اینجااست. با این مرشد پیشکسوت که بواسطه امواج رادیو هر روز به خانه تمام بچه محل های سابق سر می زند ساعتی به گفت و گو نشسته ام.
چاپ شده در همشهری محله منطقه ۱۵-شماره ۲۱۲ -۲۶ خرداد ۸۷