تبليغاتX
الفبا

مرا دورتر از سر كوچه نبريد

 

دلم براي خيلي ها تنگ شده

دوست دارم بيژن ترقي را ببينم

دوست دارم معيني كرمانشاهي را ببينم

از ديدن دوستان خوشحال مي شوم

چشم هام نمي بيند كه كتاب بخوانم

دغدغه ام ناراحتي بدني است.

يكي از قدرترين هنرمندان موسيقي ايران اگر فقط همين قدر حرف مي زند نه به خاطر اين است كه حواسش به حرف ها نيست كه خوب مي شنود و خوب مي بيند و ....

چاپ شده در روزنامه همشهری ۱۸مهر ۱۳۸۳- شماره۳۵۲۰ 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ابوذر منصوری در یکشنبه 30 تیر1387 و ساعت |


آخرين حرفه دنيا

 

كارشان خريد و فروش كالابرگ ارزاق است و به آنها كوپن‌فروش مي‌گويند. كوپن‌فروش‌ها از شغلي ارتزاق مي‌كنند كه سرمايه‌اش، يك مقواي ساده و بزرگ و نوشتن شماره كوپن‌هاي اعلام‌شده روي آن مقوا و نشان دادن به رهگذران است. البته اندكي هم بايد سر چهارراه‌ها و ميدان های اصلي شهر، جدا از نشان دادن كاغذ ويتريني‌شان داد بزنند: «كوپن مي‌خريم.»


چاپ شده در همشهری محله۱۳- شماره ۱۳۶-۹آذر ۱۳۸۵
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ابوذر منصوری در یکشنبه 30 تیر1387 و ساعت |

- تار يحيي شكست

- چپ كوك راست انديشه

- اين اتاق پرسروصدا .... 


چاپ شده در روزنامه همشهری ۲۷ فروردين ۱۳۸۴ -  شماره ۳۶۷۴


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ابوذر منصوری در یکشنبه 30 تیر1387 و ساعت |


سالهاست دنبال صدای خودم می گردم


 

قرار مصاحبه را توسط يكي از شاگردانش هماهنگ كردم. مكان مصاحبه هم جايي است كه هم محل كارش بود و هم محل سكونت خود وخانواده اش. در يك آپارتمان ساده در غربي ترين ميدان شهر و در نيم نگاه برج آزادي. ساعتي را با يكي از خوانندگان سنتي دهه ۴۰ و نوازنده و مدرس سازهاي تار و سه تار ۵ دهه اخير گذرانديم. اگر بخواهيم یک امر غير متعارف در زندگي سراسر كار وتلا ش استاد « جواد جواهري» برشماريم آن است كه شايد بتوان گفت او هنرش را فداي خانواده كرده است.بسيار ديده ايم و شنيده ايم هم در ايران و هم در كشورهاي ديگر كه هنرمندان در انتخاب بين هنر و خانواده به جانب هنر غلتيده و پريشاني هايي در اركان خانواده شان پديد آمده است.جواهري در آواز و موسيقي ايران دستي به تمام دارد و ۴۰ سال در اين وادي استخوان خرد كرده است. با اين وجود از راه موسيقي زندگي نكرده و براي گذران معاش خويش، ... .

چاپ شده در روزنامه همشهری ۲۷ فروردين ۱۳۸۴ -  شماره ۳۶۷۴

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ابوذر منصوری در یکشنبه 30 تیر1387 و ساعت |

ضرب دستم صبح گاهان موج نشین خانه هاست




بیش از نیم قرن است که ورزش باستانی و ورزش صبح گاهی با نام مرشدعباس شیرخدا در آمیخته شده است.هر جا صحبت از این ورزش است ؛ نام این ضرب نواز قدیمی شهر تهران به گوش می رسد. ساکن قدیمی منطقه ما با اینکه سالهاست منزل خود را به گوشه ای دیگر از شهر برده است اما هنوز کوچه و پس کوچه های خیابان طیب را به یاد دارد و پس از ۳دهه کوچ  آدرس دقیق خانه سابق خود  خوب به یاد دارد و  بیشتر از جوانان محله ، جویای احوال زورخانه های قدیمی اینجا است. با این مرشد پیشکسوت که بواسطه امواج رادیو هر روز به خانه تمام بچه محل های سابق سر می زند ساعتی به گفت و گو نشسته ام.

چاپ شده  در همشهری محله منطقه ۱۵-شماره ۲۱۲ -۲۶ خرداد ۸۷

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ابوذر منصوری در سه شنبه 18 تیر1387 و ساعت |